علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
253
آيين حكمرانى ( فارسى )
« هركس بردهء خود را بكشد او را مىكشيم » « 1 » . اين در حالى است كه [ به اجماع فقه مذاهب ] هيچ صاحب بردهاى به قصاص كشتن برده خويش كشته نمىشود . اگر كارگزار زكات در ستاندن زكات ستمگر ، ولى در توزيع آن عادل باشد ، هم پنهان داشتن زكات از او جايز است و هم پرداخت زكات به او مجزى است . اما اگر در ستاندن آن عادل ، ولى در توزيع آن ستمگر باشد پرداخت به او جايز نيست و پنهان داشتن از او واجب است . اگر در اين وضعيت چنين كارگزارى با رضايت پرداختكننده يا به زور زكات را از وى دريافت كند ، اين زكات براى پرداختكنندگان موجب برائت نسبت به حقى كه خداوند در اموالشان دارد نيست و لازم است خود يك بار ديگر زكات لازم در اموال خود را به مستحقانش پرداخت كنند . اما مالك گفته است : در اين وضعيت همان زكاتى كه ستانده شده مجزى است و پرداخت دوبارهء آن بر صاحبان اموال لازم نيست . چنانچه كارگزار زكات به دريافت آن از صاحبان اموال اقرار كند اين اقرار نسبت به زمانى كه دوره مسئوليت او بوده است پذيرفته مىشود ، خواه وى از كارگزاران تفويض باشد و خواه از كارگزاران تنفيذ . اما در پذيرش اقرار او نسبت به زمان پس از بركنارى ، دو ديدگاه وجود دارد و اين دو ديدگاه خود بر دو احتمال استحباب يا لزوم مبتنى است كه دربارهء پرداخت زكات اموال پيدا به كارگزار وجود دارد . اگر در آنجا گفته شود اين كار مستحب است ، اقرار كارگزار نسبت به زمان پس از بركنارى او پذيرفته خواهد بود و اگر آنجا گفته شود اين كار لازم است ، سخن كارگزار در اينباره تنها در صورتى پذيرفته خواهد شد كه بينهاى بياورد . در اين حالت او خود هرچند عادل باشد ، نمىتواند يكى از گواهانى قرار گيرد كه در دريافت زكات شهادت مىدهند . در صورتى كه صاحب مال مدعى پرداخت زكات شود چنانچه اين ادعا با تأخير كارگزار پس از ميسّر شدن پرداخت همراه باشد ادعاى او پذيرفته مىشود و كارگزار او را در صورتى كه متهم بداند سوگند مىدهد . در چگونگى استحقاق اين سوگند دو ديدگاه وجود دارد :
--> ( 1 ) . « من قتل عبده قتلناه » . حديث را بنگريد در : ترمذى ، سنن الترمذى ، ج 4 ، ص 26 ، ش 1414 ؛ دارمى ، سنن الدارمى ، ج 2 ، ص 250 ، ش 2358 ؛ حاكم ، المستدرك على الصحيحين ، ج 4 ، ص 408 ، ش 8098 ؛ نسائى ، السنن الكبرى ، ج 4 ، ص 218 ، ش 6938 و ص 222 ، ش 6955 ؛ ابن ماجه ، سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 888 ، ش 2663 ؛ ابن ابى شيبه ، مصنف ابن ابى شيبه ، ج 7 ، ص 291 ، ش 36180 ؛ صنعانى ، مصنف عبد الرزاق ، ج 9 ، ص 488 ؛ ابن حنبل ، مسند احمد ، ج 5 ، ص 10 - 12 ، 18 و 19 ؛ طيالسى ، مسند الطيالسى ، ص 122 ، ش 905 ؛ طبرانى ، المعجم الكبير ، ج 7 ، ص 197 و 198 - م .